معمای ریاضی شماره ی 1 (جالب)
- ذغال ، هویج، شال گردن
در حیاط یک منزل 5 عدد ذغال و یک عدد هویج و یک عدد شال گردن کنار هم افتاده است .شبیه همین اقلام وبه همان شکل در چند خانه دورتر ، دیده شده است . ماجرا چیست ؟
- یک مرد ویک جزیره
مردی قصد دارد به جزیره ای برود که وسط دریاچه ای به قطر 1000 مترقرار دارد ،در حالی که یک درخت در وسط جزیره و یک درخت در ساحل وجود دارد و او فقط طنابی به طول 1002 متر در اختیار دارد . چگونه آن مرد میتواند به جزیره برود. در حالی که شنا کردن بلد نیست؟
- راننده حرفهای
فرض کنید اتحادیه تاکسیرانی نیاز به رانندگانی دارد که با خیابان ها و آدرسهای تهران آشنا باشند . در حالیکه آموزش یک راننده حرفه ای که با مناطق مختلف آشنا باشد ، یک سال وقت لازم دارد. چطور می توان این مشکل را خیلی سریع حل کرد؟
- اثبات برادری
دکتری در تهران میگوید: برادری در اصفهان دارم که وکیل است. اما برادر او در اصفهان انکار میکند که برادر دکتری در تهران دارد. در صورتی که هر دوی آنها درست گفته باشند، چه طور چنین چیزی ممکن است؟
- سه مرد، سه تکه چوب
سه مرد سه تکه چوب در دست دارند، از آنها خواسته میشود چوبها را بدون این که پرتاب کنند، رها سازند. پس از این عمل متوجه میشوند که چوب یکی از سه نفر به طرف بالا میرود و چوب نفر دیگر به زمین میافتد و چوب نفر سوم بین زمین و آسمان معلق میماند.
:: بازدید از این مطلب : 837
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2